چهارشنبه ٠٥ تير ١٣٩٨
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
اوقات شرعی
صفحه اصلي > هم اندیشی اساتید 
اخبار > جوانان راه حل مشکل کشورند.
 


 

    شنبه ١٤ مهر ١٣٩٧                       

                        بیانات در همایش ده‌ها هزار نفری «خدمت بسیجیان» در ورزشگاه آزادی:                           

جوانان راه حل مشکل کشورند.

بیانات در همایش ده‌ها هزار نفری «خدمت بسیجیان» در ورزشگاه آزادی

 

 

بیانات در همایش ده‌ها هزار نفری «خدمت بسیجیان» در ورزشگاه آزادی

اربعین درپیش است. ملّت ما،ملّت عراق،مردمان زیادی از ملّت های دیگر در تدارک حماسه‌ ی بزرگ اربعین اند. حماسه‌ ی اربعین یک پدیده‌ ی فوق‌ العاده‌ ای است که به لطف و فضل الهی در هنگامی که دنیای اسلام نهایت نیاز را به این‌ چنین حماسه‌ ای دارد، به وجود آمده است.

سلام ارادتمندانه و مخلصانه‌ ی خودمان را به آن بزرگوار و آن بزرگواران و به خاک پاک شهیدان اهدا می کنیم و عرض می کنیم: ای صبا ای پیک دور افتادگان / اشک ما بر خاک پاک شان رسان (اقبال لاهوری)

 

- موقعیّت کشور، موقعیّت منطقه، موقعیّت جهان، موقعیّت های حسّاسی است، بخصوص برای ما ملّت ایران. حسّاسیّت از این جهت که از یکطرف عربده‌ کشی‌های سران استکبار و سیاست مداران آمریکای جهان‌خوار، از یک طرف قدرت‌ نمایی جوانان مؤمن و پیروزی‌های پیاپی در میدان های مختلف، از یک طرف مشکلات اقتصادی کشور و تنگیِ معیشتِ بخش بزرگی از مردم ضعیف کشور و از طرفی حسّاس شدن و به تکاپو افتادن نخبگان کشور که این وضعیّت آنها را حسّاس کرده و به تکاپو و تلاش فکری و عملی وادار کرده است، کشور به‌ خاطر وجود مشکل، ازخمودگی و بی‌عملی درآمده است.

- جان کلام من در صحبت امروز عبارت است از: اوّل عظمت ایران، دوّم اقتدار جمهوری اسلامی و سوّم شکست‌ ناپذیری ملّت ایران. اینها رجز‌‌ خوانی نیست، شعار محض نیست، سخن توخالی مثل بعضی از شعار ها و حرف هایی که بعضی دیگر می زنند نیست؛ اینها واقعیّاتی است که دشمنان ملّت ایران آرزو می کنند که ما اینها را ندانیم یا از آنها غفلت کنیم و گمان دیگری در مورد خودمان و کشورمان و ملّت مان ببریم؛ ولی این حقایق واضح‌ تر از این است که کسی بتواند آنها را انکار کند.

- گفتیم عظمت ایران، نه‌فقط در زمان حال. عظمت ایران یک امر تاریخی است. در طول زمان، کشور عزیز ماتوانسته است در عرصه‌ی علم، درعرصه‌ی فلسفه، درعرصه‌ی سیاست، درعرصه‌ی هنر، درعرصه‌ی پرچم‌ داری علوم اسلامی در میان ملّت های مسلمان، و در برهه‌ای از زمان در میان همه‌ی ملّت های جهان، سرافراز بِایستد و خود رانشان بدهد. عظمت ایران یک امر واضحی است که هر منصفی ناچار است آنرا تصدیق بکند.

- جمهوری اسلامی در طول این چهل سال عمر خود، در مقابل دست‌ اندازی‌های دشمنان سینه سپرکرده است و برای اوّلین بار در این قرن های اخیر، در یک جنگی جمهوری اسلامی توانسته است مانع از تجزیه‌ی کشور بشود. قبل از دوران جمهوری اسلامی، در دوران پهلوی و قاجار هر جنگی اتّفاق افتاد، یا دشمنان بخشی از خاک کشور را تجزیه کردند و یا خودشان حضور نظامی در کشور پیدا کردند و ملّت را تحقیر کردند. برای اوّلین‌ بار، ملّت ایران در جنگ تحمیلیِ هشت‌ ساله توانست جبهه‌ی وسیع دشمن را بکلّی ناکام کند، آنها را از کشور بیرون براند، تمامیّت ارضی کشور را حفظ کند؛معنای اقتدار این است. اقتدار به این است که جمهوری اسلامی توانسته است اعتبار و احترام این کشور را در منطقه و در کلّ جهان بالا ببرد و یک‌ تنه در مقابلِ جبهه‌ی وسیع استکبار بِایستد.

- گفتیم شکست‌ ناپذیری ملّت ایران، که البتّه این به برکت اسلام است ... ملّت ما عقب‌ نشینی نکرد، از پای در نیامد، در مقابل دشمن احساس ضعف و شکستگی نکرد؛ این پیروزی ملّت ایران است. این وضع کشور است. البتّه توضیح بیشتری در این زمینه‌ها ان‌شاء الله خواهم داد. این وضعیّت امروز ما است.

 

- ما در نیمه‌ی راهیم، در اوایل راهیم، و باید برسیم به آن قلّه‌ای که مورد نظر انقلاب اسلامی است. هم تلاش لازم است، هم راه‌بلدی لازم است، هم شجاعت لازم است، هم تدبیر لازم است، لکن آنچه برای شما جوان ها مهم است که به آن توجّه کنید، این است که نوک پیکانِ این حرکت عظیم ملّی، شما جوان ها هستید؛ شما هستید که راه را باز میکنید. پیرانِ مجرّب اگر خسته نباشند، بی‌حال نباشند، ازکار‌افتاده نباشند، می توانند راهنمایی کنند ولی موتور پیش‌برنده‌ی این قطار، شما جوان ها هستید.

- در گذشته هم همین‌جور بوده است، ما در این حدود چهل سال جهادهای متعدّدی داشته‌ایم؛ در همه‌ی این جهادها جوان ها جلو بوده‌اند، جوان ها راه‌گشا بوده‌اند، جوان ها نوک پیکان بوده‌اند ... و امروز هم در جهاد فکری و جهاد عملی برای گشودن گره‌های اقتصادی، باز هم جوان هایند. در برابر مشکلات اقتصادی کشور، پیشنهادهایی به ما می دهند -که ما هم می دهیم به مسئولین و می گوییم اینها را دنبال کنند- که بسیاری از پیشنهادها مربوط به جوان ها است و پخته و کاملاً کارگشا و راه‌گشا.

-  شما جوان ها صاحب کشورید. بنده وقتی از جوان ها تمجید میکنم در صحبت ها، بعضی‌ها میگویند معلوم میشود فلانی از برخی از جوان های منحرف، از لا‌ابالی‌گری‌ها و از خلاف‌کاری‌های بعضی از جوان ها اطّلاعی ندارد؛ نه، بنده از آنها هم مطّلعم اما حرف من این است که رویش های ما بر ریزش های ما رجحان دارند، غلبه دارند. بیش از آن مقداری که افراد به‌سمت لا‌ابالی‌گری ‌پیش میروند، جوان ها به‌سمت تعهّد، به‌سمت فکر و عمل در راه اهداف دارند حرکت میکنند و این مژده‌ی آینده است.

- بعضی اینها را درک نمی کنند، نقش جوان ها را در آیند‌ه‌ی کشور بلکه در حال حاضرِ کشور، درست مورد توجّه قرار نمی دهند. بعضی‌ها حتّی سعی می کنند وانمود کنند که جوان ها مشکل کشورند یا حتّی کاری بکنند که جوان ها را تبدیل کنند به مشکل کشور؛ بنده بعکس معتقدم جوان ها راه حلّ مشکلند، نه مشکل.

 

مهم این است که شما جوان ها تصوّر نکنید که راهی که پیش ‌روی ما است، یک اتوبان آسفالته‌ی بی‌مانع است؛ نه‌. راه پیشرفت به روی ما باز است امّا راه پُرپیچ‌و‌خمی است، راه دارای فراز‌و‌نشیبی است، موانعی در این راه وجود دارد، دشمن به‌طور کامل در مقابل ما فعّال است. ما باید در مقابله‌ی با موانع، این راه را طی کنیم؛ این [کار] شرایطی دارد:

 - گام اوّل برای اینکه بتوانیم این راه را درست طی بکنیم، این است که وجود و حضور دشمن را حس کنیم. آن روشنفکرنمای راحت‌طلب و ریاکار و منافق که اساساً دشمنی آمریکا را انکار میکند و این دشمنی را نمیفهمد و نسخه‌ی تسلیم در مقابل آمریکا را برای ملّت و دولت مینویسد، مرد این میدان نیست؛ اگر عامل دشمن نباشد، حدّاقل مردِ میدانِ مهمّ پیشرفت کشور نیست. بنابراین گام اوّل، احساس حضور دشمن و وجود دشمن است. تا انسان نداند که دشمن در مقابل او است، برای خود حِرز و حفاظ و سنگر به وجود نمی‌آورد و سلاح لازم را در دست نمیگیرد.

- گام دوّم، اعتماد‌ به نفْس و عزم بر ایستادگی است. آدمهای بی‌روحیه، مردّد، ترسو، فرصت‌طلب، خودکم‌بین، در این میدان هیچ هنری نمی توانند نشان بدهند، اگر مانع برای دیگران درست نکنند. مأیوسند، دیگران را هم مأیوس میکنند؛ تنبلند، دیگران را هم وادار به تنبلی میکنند. البتّه جوان های ما در همه‌ی آن جهادهایی که قبلاً اسم آوردم و گفتم، به این بلیّه مبتلا نبودند؛ اعتماد ‌به نفْس داشتند، شجاعت داشتند، تردید نداشتند، بزدل و ترسو نبودند؛ که اگر بودند، کارها پیش نمیرفت.این هم گام دوّم.

گام سوّم، شناخت حوزه و عرصه‌ی تهاجم است. جنگ ما با دشمن و تهاجم دشمن به ما در کجا است؟ این را باید درست تشخیص بدهیم. باید تهدید دشمن را درست فهم کنیم، اندازه‌‌ی آن را بشناسیم و معلوم بشود عرصه‌ی تهاجم کجا است. اگر دشمن از مرز شرقی حمله میکند، شما نیروهایتان را به مرز غربی ببرید، کار به جایی نخواهید برد، سودی از وجود نیروها نخواهید برد. باید بدانید دشمن از کجا حمله میکند.

 

خب عرصه‌ی نبرد کجا است؟ بنده دو سه‌ مورد از عرصه‌های نبرد دشمن را میگویم:

- اوّل، اسلام و ایمان اسلامی است. آمریکا از اسلام سیلی خورده است، از اسلام کینه در دل دارد. آمریکا از انقلاب اسلامی سیلی خورده است، از انقلاب اسلامی کینه در دل دارد. اینها در ایران همه‌کاره بودند، همه‌چیز در اختیار خودشان بود، مسئولین کشور فرمانبرِ مطیع آنها بودند، منابع کشور در اختیارشان بود، سرمایه‌های کشور با میل آنها جابه‌جا میشد، سیاست های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور به میل آنها برنامه‌ریزی میشد، دستشان از همه‌ی اینها کوتاه شد. چه کسی کوتاه کرد؟ اسلام کوتاه کرد، انقلاب اسلامی کوتاه کرد؛ لذا دشمنند.

- از قدرت اسلامی و قدرت انقلابی میترسند لذا سعی میکنند عناصر قدرت را مخدوش کنند و از بین ببرند. عناصر قدرت ما چیست؟ استقرار و ثبات سیاسی است، امنیّت اجتماعی است، وحدت ملّی است، پایبندی به اصول و مبانی انقلاب است، حرکت پیشرفتِ رو به‌ توسعه‌ی علمی است، توسعه و تعمیق فرهنگ انقلابی و اسلامی است؛ اینها عناصر قدرت ما است؛ با اینها مخالفند.

- البتّه با پیشرفت نظامی ما هم مخالفند، با موشک ما هم مخالفند، با حضور ما در منطقه هم مخالفند؛ چون اینها هم جزو عوامل قدرت و عناصر قدرت ما است؛ پس میدان جنگ اینجا است. میدان جنگ و میدان تقابل استکبار با ایران اسلامی عبارت است از هر آنچه موجب اقتدار ایران اسلامی است؛ بایستی این را یکی از مراکز درگیری با قدرت مستکبرین دانست.

 

- دو، یک نقطه‌ی دیگر از عرصه‌های درگیری، فهم درست واقعیّتهای ایران و جهان است. اینکه شما فهم درستی از واقعیّتهای کشورتان داشته باشید، به ضرر آنها است؛ با این مخالفند، با این مبارزه می کنند؛ با چه ابزاری؟ با ابزار بسیار خطرناک رسانه، بخصوص رسانه‌هایی که امروز نوپدید است. با تصویرسازی غلط سعی می کنند افکار ملّت ایران را منحرف کنند؛ هم تصویر غلط درباره‌ی ایران، هم تصویر غلط درباره‌ی خودشان، هم تصویر غلط درباره‌ی اوضاع منطقه.

- یکی از تصویرهای غلط آنها این است که وانمود میکنند در موضع قدرتند، درحالی‌که در موضع قدرت نیستند. بله، قدرت سخت‌افزاری آنها یک قدرت قابل نشان دادن است؛ یعنی پول دارند، ابزار نظامی دارند، امکانات رسانه‌ای دارند؛ اینها ابزارهای قدرت است، منتها در مقابله‌ی جهانی، حرف اوّل را قدرت نرم‌افزاری میزند؛ قدرت نرم‌افزاری یعنی منطق، یعنی استدلال، یعنی حرف نو؛ حرف نویی که تعیین‌کننده‌ی زندگی باشد؛ سخن نو به میان آوردن. اینها حرف نو ندارند، منطق ندارند. در قدرت نرم‌افزاری، آمریکا بشدّت ضعیف است؛ حرفش زورگویی است، منطقش ضعیف است، به‌خاطر همین هم هست که شما ملاحظه می کنید آمریکای دارای قدرت اتمی، دارای تکنولوژی پیشرفته، دارای پول فراوان، در بسیاری از مناطق عالم شکست‌خورده است؛ در عراق شکست‌ خورد، در سوریه شکست خورد، در لبنان شکست خورد، در پاکستان شکست خورد، در افغانستان شکست خورد، در مواجهه‌ی با قدرت های دنیا شکست‌ خورده است و می خورد و امروز شکست های دیگری هم آن‌طوری که انسان مشاهده می کند در انتظار آمریکا است.

- ما البتّه مشکل داریم، بله، مشکل اقتصادی داریم. درست توجّه کنند جوان های عزیز و مردم باانگیزه و مؤمن ما،‌ ما مشکل اقتصادی داریم، اقتصاد نفتی داریم که این خودش یک عیب بزرگ است، فرهنگ صرفه‌جویی نداریم، فرهنگ صرفه‌جویی در بین ما بسیار ضعیف است؛ این عیب است، اسراف عیب است؛ این عیوب را ما داریم، ولی عیب واقعی اینها نیست؛ عیب واقعی بن‌بست است که بحمدالله نداریم؛ ما بن‌بست نداریم.

- عیب واقعی این است که جوان کشور گمان کند که راه حلّی وجود ندارد جز پناه بردن به دشمن؛ این عیب است. بعضی سعی میکنند این را القا کنند به جوان های ما؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد ملّت ایران را به این نتیجه برساند که بن‌بست است، راه‌حل وجود ندارد مگر پناه بردن به آمریکا و زانو زدن در مقابل آمریکا و تسلیم شدن در مقابل آمریکا. این تصویر‌سازی دشمن است؛ این تصویرِ خدعه‌آمیز و دروغین دشمن از وضع خود او و از وضع ما است.

- امّا تصویر واقعی چیست؟ تصویر واقعی این است که شما و همه‌‌ی جوان های کشور باید جایگاه امروز کشور و ملّتتان را بدانید؛ این شرطِ اوّلِ اثرگذاری شما است. اوّلاً امروز سیاستمداران بزرگ دنیا و مغزهای سیاسی پخته و سنجیده‌ی دنیا ملّت ایران را به‌خاطر مقاومت چهل‌ساله تکریم میکنند؛ این واقعیّت است، سیاست مداران پخته، حتّی در خود آمریکا، حتّی در خود غرب و کشورهای اروپایی که با ما خوب نیستند -چه برسد در کشورهای دیگر- ملّت ایران را تحسین می کنند.

- ثانیاً واقعیّت دیگر [این است که] کشور ما دارای ظرفیّتهای بسیاری است که کمتر کشوری در دنیا پیدا می شود که این همه ظرفیّت داشته باشد؛ هم ظرفیّت جغرافیایی، هم ظرفیّت اقلیمی، هم ظرفیّت نیروی انسانی، هم ظرفیّت منابع زیرزمینی، هم ظرفیّت امکانات روی زمین. ظرفیّتهای این کشور که برای اقتصاد کشور و پیشرفت کشور فوق‌العاده مهمّند بسیار زیادند. البتّه ما از این ظرفیّت ها درست استفاده نکرده‌ایم.

- ثالثاً ظرفیّت بالفعل کشور، شما جوان های مؤمن هستید؛ این تصویر واقعی است. جوان های مؤمن در کشور که هم توانایی دفاعی دارند، هم توانایی علمی دارند، هم توانایی در زمینه‌ی مسائل فرهنگی دارند، هم توانایی در زمینه‌ی مسائل اجتماعی دارند و در بسیاری از صحنه‌ها این توانایی‌ها بُروز کرده است؛ این یک تصویر واقعی از این کشور است. دشمنی که درباره‌ی ایران اسلامی آن‌جور فکر میکند، این مجموعه‌ی عظیمِ جوان مؤمن را در کشور نمی بیند.

- رابعاً دشمن برای مقابله با جمهوری اسلامی، بعد از کنکاش فراوان رسیده به تحریم؛ یعنی راه‌های دیگر در مقابل او بسته است. جز راه تحریم اقتصادی، راه‌های دیگری ندارد و بقیّه‌ی راه‌ها در مقابل او مسدود است. ولی من به شما عرض بکنم که تحریم اقتصادی شکننده‌تر از اقتصاد ملّی ما است. اقتصاد ملّی ما می تواند تحریم را شکست بدهد و به لطف ‌الهی، به حول و قوّه‌ی ‌الهی تحریم را شکست می دهیم و شکست تحریم، شکست آمریکا است و آمریکا از ملّت ایران با شکست تحریم، یک سیلی دیگر باید بخورد.

- نقطه‌ی پنجم از تصویر درست از وضع کشور، همین بسیج است، بسیج مستضعفین؛ این تشکیلات عظیم، این تشکیلات سراسری در کشور، این مجموعه‌ی عظیم مردمی که سرمشقی شد برای بعضی از کشورهای دیگر که به سراغ جوان های شان بروند برای حلّ مشکلات گوناگون. بسیج، یکی از نقطه‌های برجسته‌ی تصویر واقعی از کشور عزیز ما است، و دشمن با بسیج خیلی مخالف است و عوامل دشمن هم با بسیج خیلی مخالف هستند.

 

- نقطه‌ی ششم، این بخشهای برجسته و درخشانی [است] که انسان در طول سال در مجموعه‌ی کشور مشاهده میکند؛ از جمله‌ گروه‌های جهادی بسیج سازندگی، راهیان نور، راه‌پیمایی‌های انقلاب، اعتکافها، مراسم حسینی و عاشورایی که روز‌به‌روز رونق بیشتری پیدا می کنند؛ این تصویرِ واقعی از کشور است.

 

من عرایضم را کم‌کم خاتمه بدهم و سه چهار نکته را در پایان سخن به شما عزیزان عرض کنم:

- نکته‌ی اوّل این است که فعلاً دشمن از ابزار رسانه استفاده می کند برای اثرگذاری بر افکار عمومی. توجّه کنید ابزار رسانه، ابزار مهم و اگر دستِ دشمن باشد، ابزار خطرناکی است. ابزار رسانه را تشبیه میکنند به سلاح های شیمیایی در جنگ نظامی؛ سلاح شیمیایی را وقتی میزنند، سلاح شیمیایی تانک و تجهیزات را از بین نمیبرد؛ تجهیزات میماند و انسانها از بین میروند و از قدرتِ استفاده‌ی از ابزار می‌افتند؛ سلاح شیمیایی در جنگ نظامی این‌جوری است؛ ابزارِ رسانه هم این‌جور است.

-  نکته‌ی دوّم؛ عزیزان من! اگر دشمن در ما وحدت را مشاهده کند، در ما احساسِ قدرت را ببیند، در ما عزم راسخ را ببیند، عقب می‌نشیند. دشمن اگر ببیند که ملّت ایران و جوان های مؤمن ایرانی احساس حضور میکنند، احساس وظیفه میکنند و قدرتمندانه در وسط مِیدانند، عقب‌نشینی خواهد کرد؛ امّا اگر احساس کنند که ضعف هست، احساس کنند اختلاف هست، احساس کنند بین مسئولین کشور هم‌جهتی و هم‌سخنی وجود ندارد یا بین مردم و مسئولین کشور فاصله افتاده است، تشویق میشوند به اینکه شدّت عمل خودشان را زیاد کنند. ما بایستی به دشمن پیام قدرت بدهیم، نه پیام ضعف، .این هم نکته‌ی دوّم.

- نکته‌ی سوّم؛ من به‌طور قاطع با اطّلاعی که از وضعیّت کشور دارم قاطعانه میگویم: این ملّت و این نسل جدید و جوان تصمیم گرفته است که دیگر تحقیر نشود، تصمیم گرفته است دنباله‌رو قدرت های بیگانه و دشمن نشود، تصمیم گرفته است که ایران عزیز را به اوج افتخار و عزّت برساند و این توانایی را دارد؛ هم تصمیم دارد، هم عزم راسخ دارد، هم توانایی دارد و ان‌شاء‌الله به اینجا خواهد رسید.

 

فایل ضمیمه:

 

 

 


خروج




ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر را وارد کنید:
» عضویت «
پیوندها

نهاد رهبری دانشگاه ها

خبرنامه دانشجویان ایران

پایگاه استاد شهید مطهری